بسمه تعالیچادر خاکی تو..... خاک عزا بر سرِ ما داغ سیلی ز لعینان... به تو ویران گر ماراهِ بر بسته به تو خواب ز چشمان ببردرنگِ رخسارِ گل از قلب گلستان ببردموج حیران شده از غصه ی تو بی تاب استآسمان غمزده خالی ز رخ مهتاب استخاک و افلاک تو گویی که به هم می پیچدسوده ی اشکِ ملایک ز غمت می ریزدلاله پیچیده به خود ...ضربه به رویت مادرتا به فردا شده نیلی و حزینت مادرزیر این طارم فیروزه علی یار نداشتبجز از یاس نبی مونس و دلدار نداشتغصه ی لحظه ی افتادنت ای ماه نبیبخدا سخت نموده نفس از بهر علیصد هزارش ز عدو بود علی صفدر بودرفتنِ یاس نبی خاتمه ی حیدر بودالتماس دعا1400/10/14
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ ساعت 1:51 توسط شهریار سلطانی پور
|
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیپور
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 23:36